امشب خدا رو شکر یک مقدار خوندم. تقریباً ۶۰٪ برنامهی در روز جاری انجام شد. قرار گذاشتهم بقیهاش رو توی چند ساعت آینده انجام بدم. اما ذهنم اومد وسط و گفت: «نه! تا همهش تموم نشه، یعنی هیچی نکردی.» این صدای آشناست. همون که وقتی بخشی از کار انجام شده رو نمیبینه، کل زحمت رو بیارزش میکنه. خروجیاش این میشه که یا باید مفصل باشم، یا هیچ کاری نکنم. پاسخ من به این ذهنیت: ۶۰٪ یعنی بیشتر از نصف مسیر در زمان حاضر رو رفتم.
برچسب:
نویسنده: آرمان رستگار
امشب شیفت شب دارم. ذهنم از الان داره میگه: «وقتی رفتی خونه، فقط ۵ ساعت بخواب. با سرعت بلند شو که برنامه رو تموم کنی.» واقعیت اینه که بدنم خستهست و نیاز به استراحت دقیق داره. ولی کمالگرای درونم استراحت رو دشمن پیشرفت میبینه. انگار کیفیت کار زمان آینده، براش مهمتر از سلامتی و انرژی من نیست. پاسخ من به این ذهنیت: بدن من موتور برنامههام است. اگه این موتور بسوزه، برنامهای هم باقی نمیمونه. خواب دقیق یعنی سرمایهگذاری برای زمان آینده، نه وقتتلفکردن.
برچسب:
نویسنده: آرمان رستگار